تو گفتی مرگ یا من؟
کلمه ها دراز به دراز روی سفیدی کاغذ افتاده اند و کم کم می چسبند به یکدیگر می شوند خطی صاف خطی ممتد. می لغزند از روی کاغذ و پا به دنیای من می گذارند. مثل کرمی می خزند روی بدنم .
کرم منفور می شود طناب داری به دور گردنم آویخته از سفیدی کاغذ!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۶ ساعت 13:45 توسط رودابه
|