کلمه ها دراز به دراز روی سفیدی کاغذ اقتاده اند و کمکم می چسبند به یکدیگر. می شوند خطی صاف خطی ممتد. می لغزند از روی کاغذ و پا به دنیای من می گذارند. مثل کرمی می خزند روی بدنم و نهایت می شوند طناب داری به دور گردنم آویخته از سفیدی کاغذ.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت 20:32 توسط رودابه
|